الملا فتح الله الكاشاني

463

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

كعب از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله روايت كرده است كه هر كه او سورهء طس بخواند حقتعالى براى او ده حسنه بنويسد بعدد هر كه تصديق سليمان و هود و شعيب و صالح و ابراهيم كرده و هر كه تكذيب ايشان كرده و چون روز قيامت از قبر برخيزد گويد لا إله الا اللَّه و بدانكه چون حقتعالى ختم سورهء شعراء كرد بذكر قرآن در اين سوره نيز افتتاح به ذكر آن كرده و فرموده كه * ( بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ طس ) * در لباب التفسير از اخفش نقل مىكند كه حروف مقطعه براى ابتداء كلام و انتهاء كلام است پس دلالت آن بر افتتاح و اختتام سخن باشد چنانچه اينجا طس ختم سورهء شعرا و فتح سورهء نمل است يا طا اشاره است به طهارت قدس الهى و سين بسناى عزت نامتناهى و يا بطلب روندگان راه و سلامت قلوب ايشان از ما سوى اللَّه و يا طا از لطيف است و سين از سميع و يا به طهارت و سر محبت و ابن عباس فرموده كه اين ناميست از نامهاى خدا كه به اين قسم ياد نموده به اينكه * ( تِلْكَ ) * اين آيتهاى سوره * ( آياتُ الْقُرْآنِ ) * آيتهاى قرآن است * ( وَكِتابٍ مُبِينٍ ) * و آيتهاى كتاب روشن كننده و اين كتاب يا لوح است و ابانت آن باينست كه در او مكتوبست آنچه كائن است پس او بيان مىكند مر ناظر خود را از ملائكه آنچه واقعست از مكنونات و تاخير آن از قرآن باعتبار تعلق علم است به آن و تقديم آن در سوره الحجر بر آن باعتبار وجود و يا قرآن است و ابانت آن به جهت آن چيزيست كه مودعست در آن از حكم و احكام و يا به جهت ظهور صحت آن باعجاز و ح عطف كتاب بر قرآن عطف احد صفتين است بر ديگرى پس قرآن به جهت آن گفت كه قرائت ميكنند و كتابت باعتبار آنكه مينويسند نحو قولك ( هذا فعل السخى و الجواد و الكريم ) و تنكير كتاب به جهت آنست كه تا ابهام آن دلالت بر تعظيم و تفخيم آن كند كقوله تعالى فى مقعد صدق عند مليك مقتدر و اضافهء آيات به قرآن و كتاب مبين نيز بر سبيل تفخيم و تعظيم است زيرا كه مضاف بعظيم موجب عظمة آنست باضافه مانند عبد اللَّه و عبد الرحمن و هر يك از هدى و بشرى كه در قول او سبحانه است * ( هُدىً وَبُشْرى ) * حالست از آيات و عامل در اين معنى اشاره است يعنى اين آيتهاى قرآن و كتاب مبين است در حالتى كه راه نمايند است بصراط مستقيم و منهج قويم كه موصلست بجنت نعيم در حالتى كه مژده دهنده است * ( لِلْمُؤْمِنِينَ ) * مر گروندگان را بسعادت كبرى كه جنات على است و يا مرفوع المحلست به آنكه بدل آيات باشد يا خبر بعد از خبر و يا خبر مبتداى محذوف اى هى هدى و بر هر تقدير هر دو مصدرند بمعنى فاعل كه آن هادى و مبشر است و عدم اكتفاء به